پر از حرف هستم ولی واقعا وقت نمیکنم بنویسم. این روزها خیلی شلوغه. تا پنج/شش عصر سر کار. بعد با حنا و شام و خوابوندن حنا. کمی اخبار و اینستا گردی و دیدن آنچه میگذرد. بعد کمی اسپانیایی خوندن (یک ماه هر شب انجام دادم که برای من موفقیت بزرگی تلقی میشه) و بعد هم اگر خیلی خسته نباشم کار تا ساعت دوازده و نیم/یک شب. سر کار هم که اصلا نگم. یعنی وقت ندارم حتی با همکارها سلام و علیک درست و حسابی بکنم. با تمام این اضافه کار کردن ها، هنوز خیلی عقب هستم و مدیرم خیلی شاکیه. البته یک دعوای سختی هم باهاش داشتم یا اون با من داشت که باید راجع بهش یک روزی بنویسم.
این روزها خیلی هم از هوش مصنوعی استفاده میکنم. یکی از چیزهایی که از هوش مصنوعی دارم یاد میگیرم اینه که چطور از هوش مصنوعی استفاده کنم. یک مورد دیگه هم که باهاش کار میکنم اینه که شخصیت کاریم رو حسابی تغییر بدم. واقعا راه حل های عالیی برای حل مشکلات کاری ارایه میده.
دیشب انقدر خسته بودم که با حنا خوابم برد و کار هم نکردم. صبح هم با زحمت از خواب بیدار شدم. چرا کار انقدر زیاده؟!!!
این روزها حال هیچکدوم ما خوب نیست. نه داخل ایران و نه خارج از ایران. همه اشکیم و نگرانی.
دوستان عزیز ، از سلامتی خودتون خبری بدید.
دستم نیاز به جراحی داره و معلوم نیست کی قراره جراحی بشه. عجب گیری افتادیم والا. کار هم که اصلا حوصله اش رو ندارم.
جناب چت جی پی تی گاهی خیلی نصایح خوبی میکنند. امروز فرمودند:
Healing is a productive activity...
,،و با باین حرفشون همه احساسات گناه رو در من شستند. بالاخره امروز، روز سومی که مچ دستم خرد شده و تو گچ هست، بالاخره به خودم اجازه دادم که تمام روز دستم رو بگذارم روی بالش و از جام تکون نخورم و تقریبا همش خوابیدم.
به صورت کاملا فعال روی بهبودی دستم کار میکنم و این به این معنی هست که هیچ کاری نمیکنم.