دیروز با جناب چت جی پی تی درباره همکارم حرف میزدم. تصمیم گرفتم به طور کامل ساپورتش کنم که موفق بشه.
در مورد مدیرم هم تصمیم دارم بسیار خنثی و عاری از احساسات عمل کنم. کارم رو هر طوری که اون میخواد انجام بدم. چه موافق حرفهاش باشم و چه نباشم. و چه تصمیماتش به نفع شرکت باشه و چه نباشه.
---
اونقدری بهمون حقوق نمیدن که بخواهیم آرامش روح و رانمون رو بخاطر شرکت و مسایلش خراب کنیم.
---
امروز با مدیر صحبت یک نفر از مدیران ایرانیی شد که شرکت قبل از تحریمها باهاش کار میکرد. مدیر گفت فکرش رو بکنی، خیلی آدم بدشانسیه. بهش گفتم که در کل بد شانسی اینه که در خاور میانه و ایران به دنیا بیایی. دیگه بقیه حوادث زندگی به همراهش میاد.
-- فردا رو آف گرفتم. سالگرد فوت باباست. میخوام حلوا درست کنم. دلم بی نهایت براش تنگ شده.
وقتی هم کسی رو دوست داری. هم تحسینش میکنی؛ هم بهش حسودیت میشه. هم فکر میکنی دوستت هست و میخواهی بهش اعتماد کنی. هم به ذهنت میرسه که شاید قابل اعتماد نیست. یا حتی شاید از سر خیرخواهی کاری کنه که تو صدمه ببینی. اینجور احساسات متضادی رو نسبت به یکی از همکارانم دارم.
ولی در نهایت اون کسی که اصلا بهش اعتماد ندارم مدیرم هست و اون هست که تصمیم گیرنده اصلی هست. و اون هست که داره مدام حلقه رو تنگتر میکنه.
یادم هست که همه این سیاستهای توی شرکت جز هیاهویی بیش نیست و زندگی اصلی من تو خونه و کنار همسر و فرزندم هست. اینه که کار هشت ساعته رو انجام میدم. کامپیوتر رو میبندم. میرم خونه. --دلم میخواد بنویسم که دیگه اصلا فکر شرکت نیستم تا صبح روز بعد ولی این روزها استرسم زیاده و شب ها خوابم نمیبره.
پر از حرف هستم ولی واقعا وقت نمیکنم بنویسم. این روزها خیلی شلوغه. تا پنج/شش عصر سر کار. بعد با حنا و شام و خوابوندن حنا. کمی اخبار و اینستا گردی و دیدن آنچه میگذرد. بعد کمی اسپانیایی خوندن (یک ماه هر شب انجام دادم که برای من موفقیت بزرگی تلقی میشه) و بعد هم اگر خیلی خسته نباشم کار تا ساعت دوازده و نیم/یک شب. سر کار هم که اصلا نگم. یعنی وقت ندارم حتی با همکارها سلام و علیک درست و حسابی بکنم. با تمام این اضافه کار کردن ها، هنوز خیلی عقب هستم و مدیرم خیلی شاکیه. البته یک دعوای سختی هم باهاش داشتم یا اون با من داشت که باید راجع بهش یک روزی بنویسم.
این روزها خیلی هم از هوش مصنوعی استفاده میکنم. یکی از چیزهایی که از هوش مصنوعی دارم یاد میگیرم اینه که چطور از هوش مصنوعی استفاده کنم. یک مورد دیگه هم که باهاش کار میکنم اینه که شخصیت کاریم رو حسابی تغییر بدم. واقعا راه حل های عالیی برای حل مشکلات کاری ارایه میده.
دیشب انقدر خسته بودم که با حنا خوابم برد و کار هم نکردم. صبح هم با زحمت از خواب بیدار شدم. چرا کار انقدر زیاده؟!!!
این روزها حال هیچکدوم ما خوب نیست. نه داخل ایران و نه خارج از ایران. همه اشکیم و نگرانی.
دوستان عزیز ، از سلامتی خودتون خبری بدید.